تبلیغات
خودمونی ها - به جای سانسور فهم ها را واکسینه کنید!

چند روز پیش مسئله ای جدید برایم پرده برداری شد، صادقانه بگویم هم تعجب کردم و هم ناراحت شدم. تلویزیون فیلمی را پخش می کرد به نام "دنیای وارونه" که ممکن است آنرا دیده باشید. داستان فیلم در مورد دو دنیای موازی با هم است که مردمانی در این دو دنیا به طور موازی و بالای سر هم درحال زندگی کردن هستند. در یک دنیا مردم فقیر و ساده زندگی می کنند و در دنیای دیگر ثروتمندان و متمولین! در اینجا قصد ندارم روی مفاهیم فیلم که البته نکات زیادی برای گفتن دارم تمرکز کنم بلکه به موضوع دیگری  در این مجال خواهم پرداخت؛

صدا و سیما قوی ترین مترجمان را در اختیار دارد و من این مسئله را صادقانه می گویم که بهترین ترجمه ها را غالبا در صدا و سیما شاهد هستیم زیرا از مترجمان چیره و زبده استفاده می کنند، اما ترجمه کردن فیلم ها آخرین مرحله پیش از دوبله نیست. فیلم اصلی همراه با نسخه ای از متن دیالوگهای ترجمه شده به اتاق دیگری فرستاده می شود مثل اتاق ویراستاری، که در آنجا بخش هایی از فیلم که مورد اشکال تشخیص داده می شوند یا حذف می شوند و یا به چیزی غیر از متن اصلی تغییر پیدا می کنند و پس از این مرحله فیلم را به بخش دوبله می سپارند.

همان طور که متوجه شدید این فیلم مفاهیمی را منتقل می کند که با اعتقادات ما مسلمانها مغایر است به این ترتیب با یک مقایسه اجمالی بین آنچه که در فیلم (دوبله شده) می شنوید و آنچه که در متن اصلی دیالوگ های فیلم ثبت است متوجه می شوید آنچه که توضیح دادم در مواردی اتفاق افتاده است. به عنوان مثال در قسمتی از فیلم بازیگر نقش اصلی به همراه دو کودک در حال صحبت هستند آنچه در متن اصلی آمده است:

یکی از پسر بچه ها: این درسته که همه اون بالا پولدارن؟

پسرک دوم: چی میگی اون بالا بهشته!

شخصیت فیلم: بچه ها درسته که اون بالا ثروت زیاده اما بهشت نیست؟

آنچه در فیلم دوبله شده می شنویم:

پسرک اول: جان به نظر گرفته می آی؟

و...

به این ترتیب بود که پس از متوجه شدن این مسئله در این فیلم کنجکاو شدم تا بررسی کنم آیا موارد دیگری هم مشابه این مورد اتفاق افتاده است یا خیر و با کمال تعجب به موارد حیرت انگیزی برخوردم. متاسفانه جواب مثبت است یعنی این تحریف تنها به همین یک مورد ختم نشده و در مورد برخی فیلم های خارجی که از تلویزیون پخش می شوند نیز صادق است و جالبتر اینکه من برخی از آن فیلم ها را دیده بودم و تحسین مرا برانگیخته بودند. یعنی من به عنوان یک مخاطب خالی الذهن نسبت به چنین تحریفی، وقتی آن فیلم را دیده بودم پیش خودم فکر می کردم (عجب، پس آن ور آبی ها هم یک چیز هایی می فهمند!) و خوشحال از اینکه یک فیلم خوب دیده ام چه بسا در میان جمع های دوستانه از آن فیلم تعریف هم می کردم... اما وقتی این بررسی را انجام دادم به شدت از کرده خودم پشیمان شدم چون آنچه در فیلم اصلی گفته شده کاملا مغایر با باور ها و اعتقادات من بود! مثلا در یک فیلم دیگر به نام "چراغهای قرمز" شخصیت فیلم جوانی است به نام تام، او در فیلم دوبله شده یک فیزیک دان محقق معرفی می شود که مشت شیادانی را که ادعای خارق العاده بودن می کنند را به همراه استادش مارگارت باز می کند یعنی کَلَک های آنها را که بر اساس قانونهای فیزیک قابل توضیح هستند و در واقع برتری نیستند و تنها خطای دید یا قانونی از طبیعت هستند را رمز گشایی می کنند. در این فیلم یک نفر هست که به نظر میرسد واقعا قدرتمند است اما تام در انتهای فیلم او را هم شیاد می خواند و دروغگو بودن او را فاش می کند. در انتهای فیلم می شنویم که تام در حال صحبت کردن با روح مارگارت است که توسط همان آقای شیاد به قتل رسیده بود و می گوید : مارگارت تو تنها کسی بودی که به نیرویی ماورای نیروی انسانها اعتقاد داشتی و...! خب من وقتی این فیلم را با ذهنیت خودم می بینم برداشتم از این جمله آخر این خواهد بود که آنها می خواستند به وجود قدرتی برتر یعنی قدرت خدا اشاره کنند...

اما ببینیم در متن اصلی ماجرا از چه قرار است ؛ در داستان اصلی تام یک فیزیکدان محقق هست که واقعا دارای یک نیروی خارق العاده می باشد ولی وجود نیرویش را پنهان می كند و از سر کنجکاوی همراه مارگارت می شود تا ببیند آیا بقیه ای هم که ادعای خارق العاده بودن می کنند راست می گویند و مثل او هستند یا نه؟ و نهایتا در آخر فیلم وقتی مشت آن مرد قدرتمند دروغین را باز می کند در واقع قدرتی از خود را نشان می دهد و ناتوان بودن او را به رُخَش می کشد! و در گفتگویش با استاد می گوید( به اختصار) : ببخشید حقیقت را به تو نگفتم اینکه من واقعا نیرویی دارم و.... به نظر من آدم نمیتونه تا همیشه خودش رو انكار كنه!

همانطور که دیدید نه تنها این موضوع در این فیلم ( نسخه اصلی) نفی نشد بلکه مورد تایید هم قرار گرفت!

ملاحظه فرمودید که آنچه در تلویزیون دیدیم با آنچیزی که واقعا بود تفاوتی از زمین تا آسمان داشت. اما آنچه که عرض بنده است؛ آیا واقعا این تحریف و دست کاری کردن فیلم ها کار درستی است؟ باید بگویم به نظر حقیر این کار مفید که نیست بلکه مخرب نیز هست. به چند دلیل: 1- این کار با اصول اخلاق دینی ما که تاکید بر امانت داری می کند کاملا مغایر است و در جنبه حرفه ای شاید سرقت ادبی محسوب شود.

2-  از طرف دیگر این کار فاش دروغ گفتن است، آن هم با وجود اصولی که ما در تربیت دینی به آن معتقد هستیم و باور داریم عمل ما خود وجهی از آموزش است و چه بسا موثر تر هم باشد. چراکه در روایات آمده است " کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم" و ما با این عمل دروغگویی را به وضوح آموزش می دهیم.

3- مسئله دیگر اینکه ما با این تحریف، تصویری غلط در ذهن مخاطب نسبت به غرب می سازیم ،آن هم غربی که در کلام و بیانمان دائما بر آن می تازیم و معایب و اشکالاتش را می شمریم.... اما همان طور که پیش از این گفتم من به عنوان یک مخاطب خالی الذهن وقتی این فیلم ها را می بینم نگاهم نه تنها نسبت به غرب بد نمی شود بلکه آنها را تحسین هم می کنم!  

اما راهکار چیست؟

انکار نمی کنم که با کمال تاسف فیلم های تولید خارج بیش از فیلم های و سریال های تولید داخل قابل پخش هستند و بعضا با دستبردن ها و تحریف هایی اینچنینی می شود از آنها یک فیلم خود و آموزنده ساخت، و این موضوع برای تولید کنندگان داخلی ننگ بزرگی به حساب می آید، اما نمی شود تنها با این توجیه کار غلط تلویزیون را لاپوشانی کرد! نمی شود انتظار داشت که مردم هم حرف کارشناسان را قبول کنند که آنها از بد بودن تفکر و سیستم غلط فکری و مکتب ها ایدئولوژی های غرب بگویند( که همین طور هم هست) و تلویزیون هم با این کارش عملا تصویر موجهی از غرب بسازد! این پارادکس هیچ خاصیتی جز تضاد و دوگانگی فکری به همراه نخواهد داشت... و حتی افکار و اذهان را به مرز فلج شدن پیش خواهد برد آنطور که دیگر درست را از نادرست تشخیص ندهند.داستانی را برایتان بازگو می کنم، در یکی از غزوه های امیرالمومنین علیه السلام با ناکثان دو سپاه روبروی هم قرار می گیرند که هر دو از بستگان و نزدیکان پیامبر صلوات الله علیه بودند، یک طرف حضرت علی علیه السلام بود و طرف دیگر طلحه و زبیر و عایشه که صحابه و همسررسول خدا (ص) بودند. شخصی با دیدن این صف آرایی دچار سوال شد که حق با کدام دسته است ؟ از حضرت سوال کرد و امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود : حق را در اشخاص جستجو نکن بلکه اشخاص را با معیار های حقیقت بسنج! حال این حکایت ما شده است یعنی دیگر قدرت تشخیص از مردم و افکارشان سلب شده و بیم این میرود که به جای سنجش افراد بر اساس حقیقت ، حقیقت را با معیار افراد بسنجند! یعنی فقط حرف گوش کن باشند و صرف اینکه فلانی این حرف را زد من قبول می کنم و اطاعت می کنم و دیگر اعتباری برای عقل و فهم خودش قائل نیست! و این موضوع نزد خداوند اصلا پسندیده نیست چون اگر منِ نوعی شانس بیاورم و سروکارم با یک آدم خوب بیفتد و او مرا به سمت ثواب و خیر دعوت کند و من کورکورانه عبادت کنم این عبادت ارزشمند نیست ، چون اعتقادی از جنس تسلیم در پشت عمل من نیست و اگر هم بد شانس باشم و گیر یک رهبر شیطانی بیفتم او مرا تا قعر جهنم پیش خواهد برد و من دنبال او بی هدف خواهم رفت بی اینکه بدانم چه می کنم!

رهبر معظم انقلاب در یکی از صحبت هایشان تاکید کردند :" ما باید به فکر کردن عادت کنیم..." درست است جامعه ما به شدت از فقر فکری و اندیشیدن رنج می برد.

آیا بهتر نیست به جای اینکه این فیلم ها را تحریف کنیم و مطابق خواست خود در آوریم آنها را همان طور که هستند نمایش دهیم اما در کنارش آن مکتب و ایدئولوژی غربی را به چالش بکشیم؟ در واقع به جای سانسور افکار را واکسینه کنیم . به نظر حقیر اگر برای عقل آدمی ارزش قائل شویم نتیجه ای بهتر از سانسور خواهیم گرفت چون بهترین راه برای مقابله با یک تفکر مخرب روشنگری است...

****چند نکته: 1- بنده سانسور را به طور کلی نفی نمی کنم.

2- همه ی فیلم ها سریالهایی که در تلویزیون پخش می شوند چنین تحریفی در مورد آنها صورت نمی پذیرد و هستند مواردی که متن اصلی فیلم یا سریال خیلی خوب ترجمه و دوبله شده است.




طبقه بندی: سیاسی، میز گرد، اجتماعی، فرهنگی، شنیدنی ها، اعتقادی،

تاریخ : یکشنبه 5 مرداد 1393 | 11:06 ق.ظ | نویسنده : دونه | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • مقاله و ریاضی