تبلیغات
خودمونی ها - وصیت مولا


پس از آنكه ابن ملجم- كه لعنت خدا بر او باد- او را ضربت زده بود سفارش من به شما این است كه: چیزى را همتاى خدا مدارید و محمد (ص)، سنّت او را ضایع مگذارید. این دو ستون‏ را بر پا كنید، از هر نكوهشى بكنارید.

من دیروز یارتان بودم و امروز موجب عبرت شمایم، و فردا از شما جدایم. اگر ماندم در خون خود مرا اختیار است‏ ، و اگر مردم، مرگ مرا وعده‏گاه دیدار است. اگر ببخشم، بخشش موجب نزدیكى من است به خداى بارى، و- اگر شما ببخشید- براى شما نیكوكارى. پس ببخشید! «آیا دوست نمى‏دارید كه خدا شما را بیامرزد.» به خدا كه با مردن چیزى به سر وقت من نیامد كه آن را نپسندم، و نه چیزى پدید گردید كه آن را نشناسم، بلكه چون جوینده آب به شب هنگام بودم كه ناگهان به آب رسد، یا خواهانى كه آنچه را خواهان است بیابد «و آنچه نزد خداست، نیكوكاران را بهتر است. »

 

حسن بن على نگهدارى مال مرا عهده‏ دار شود. خود از آن مصرف نماید و به دیگرى ببخشد آن سان كه روا بود و شاید. اگر براى حسن حادثه‏اى پدید آید و حسین زنده باشد، او بدین كار بپردازد، وصیّت را انجام دهد چنانكه باید.

دو پسر فاطمه- حسن و حسین- را از صدقه على همان است كه از آن دیگر پسران است. من انجام این كار را به عهده پسران فاطمه مى ‏گذارم تا خشنودى خدا را به دست آرم و به فرستاده او نزدیكى جویم و پاس حرمت او و خویشاوندى او را بدارم. و با كسى كه این كار را بدو واگذار كرده، شرط مى‏ كند كه اصل مال را به حال خود نهد و از میوه آن انفاق كند چنانكه بدو فرمان داده‏ اند و راه را نشان داده، و این كه نهالهاى تازه خرما بنان این ده‏ها را نفروشد تا بسیار شود و شناختن آن بر كسى كه نخست بارش دیده دشوار.

و هر یك از كنیزانم را كه با او بوده ‏ام، اگر فرزندى بود یا باردار باشد، كنیز را به فرزند دهند ، و بهره او را حساب كنند. اگر فرزندش بمیرد و كنیز زنده باشد، آزاد است. كنیز بودن از او برداشته و او آزادى خویش را داشته.

 

برو با ترس از خدا، كه یگانه است و بى همتا، مسلمانى را مترسان! و اگر او را خوش نیاید، بر سر وى مران! و بیش از حقّ خدا از مال او مستان! چون به قبیله رسى، بر سر آب آنان فرود آى و به خانه ‏هاشان در میاى! پس آهسته و آرام سوى ایشان رو تا به میان آنان رسى و سلامشان كن و در درود گفتن كوتاهى مكن! سپس بگو: بندگان خدا، مرا ولىّ خدا و خلیفه او سوى شما فرستاد تا حقى را كه خدا در مالهاتان نهاد از شما بگیرم، آیا خدا را در مالهاى شما حقّى است تا آن را ادا سازید و به ولى او بپردازید؟ اگر كسى گفت: نه! متعرّض او مشو، و اگر كسى گفت: آرى! با او برو، بى آنكه او را بترسانى یا بیمش دهى، یا بر او سخت گیرى یا كار را بر او سخت گردانى! آنچه از زر یا سیم به تو دهد، بگیر، و اگر او را گاو و گوسفند و شترهاست، بى رخصت او میان آن در مشو كه بیشتر آن رمه، او راست، و چون به رمه رسیدى‏ چونان كسى به میانشان مرو كه بر رمه چیرگى دارد یا خواهد كه آنها را بیازارد، و چارپایان را از جاى مگریزان و مترسان، و با خداوند آن در گرفتن حقّ خدا بد رفتارى مكن! پس مال را دو بخش كن و خداوند مال را مخیّر گردان و هر بخش را برگزید، بپذیر و بر او خرده مگیر. پس، مانده را دو بخش كن و او را مخیّر گردان و هر بخش را كه برداشت متعرّض او مشو. پس پیوسته چنین كن تا آنچه از مال او باقى مى ‏آید، حقّ خدا را ادا كردن شاید. پس حقّ خدا را از او بگیر- و اگر گمان زیاد كند- و خواهد آنچه را قسمت شده به هم زند، بپذیر. سپس هر دو بخش را به هم بیامیز و همچون بار نخست قسمت كن نیز، تا حقّ خدا را از مال او بستانى، و آنچه كلانسال است یا پیر و فرسوده، یا شكسته پا و پشت و یا بیمارى ‏اش ناتوان نموده و یا عیبى در او بوده، مگیر! و چون مال مسلمانان را  با كسى روانه مى‏دارى، بدان بسپار كه به دیندارى او اطمینان دارى تا به ولى مسلمانان رساند و او میان آنان بخش گرداند، و بر آن مگمار جز خیرخواهى مهربان، و درستكارى نگاهبان كه نه بر آنان درشتى كند و نه زیانشان رساند، و نه مانده‏شان سازد و نه خسته‏شان گرداند. پس آنچه فراهم گشته شتابان نزد ما روانه دار تا چنانكه خدا فرموده بخش گردانیم- و به مستحقّانش برسانیم-. پس اگر امین تو آن را گیرد و رساندنش را تعهّد كند، بدو سفارش كن كه میان ماده شتر و بچّه شیرخوارش جدایى نیفكند، و ماده را چندان ندوشاند كه شیرش اندك ماند و بچه‏اش را زیان رساند، و در سوار شدن به خستگى ‏اش نیندازد، و میان آن و دیگر اشتران عدالت را برقرار سازد، و باید شتر خسته را آسوده گرداند و آن را كه كمتر آسیب دیده، یا از رفتن ناتوان گردیده، آرام راند. و چون بر آبگیرها گذرد به آبشان در آرد و راهشان را از زمینهاى گیاهناك به جاده ‏ها نگرداند، و در ساعتهایى آنها را آسوده بگذارد، و به هنگام خوردن آب و چریدن گیاه مهلتشان دهد تا به اذن خدا فربه و تناور، نه خسته و نه از بیمارى لاغر، نزد ما رسند و به دستور كتاب خدا و سنّت پیامبر او (ص) آن را پخش كنیم، كه این كار پاداش تو را بسیار گرداند و به رستگارى ‏ات نزدیكتر رساند، إن شاء الله.[1]

 


[1] شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة / ترجمه شهیدى - تهران، چاپ: چهاردهم، 1378 ش.




طبقه بندی: اعتقادی،

تاریخ : پنجشنبه 17 مرداد 1392 | 12:24 ب.ظ | نویسنده : دونه | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • مقاله و ریاضی